سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
پیامبر خدا صلی الله علیه و آله به من فرمان داد تا زبان سریانی را یاد بگیرم . [زیدبن ثابت]
این نجوای شبانه من است
 
لطیف..................



یا لطیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــف

این نام خدا رو خیلـــــــــــــــــــــــــــــــــــی دوس دارم

لطـــــــــــــــــــــــــــــــــــــیف

در کلمه نمیشه توصیف کرد

ولی مصداق  میتونم براش بیارم

حضرت زهرا رو به لطافـــــــــــــت زیاد میشناسم...


دختر 18 ساله ای که مادر چند فرزند بود  وهمسر مظلومترین مرد عالم.....


همین لطافت زهراست (س) که غصه دل علی (ع)رو آب میکرد......

 

ریزنوشت: رازیست مهر وموم شده.....این سرّ در عالم دیگر گشوده خواهد شد....


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط رز 90/8/27:: 9:35 عصر     |     () نظر
 
یه طراحی قدیمی......

یا لطیف

 

مشوی ای دیده نقش غم ز لوح سینه حافظ


که زخم تیغ دلدار است و رنگ خون نخواهد شد

مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط رز 90/8/20:: 1:39 صبح     |     () نظر
 
نیاز به آرامش دارم....

یا لطیف

گیسوان مرا با بوته گل سرخ پیوند زنید  تا مامنی باشدبرای پرنده کوچک تنهاییم...


این همه خار در کنار زیبایی رازی دارد.....

 

 

مامن: محل امن


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط رز 90/8/15:: 9:32 صبح     |     () نظر
 
مستندهای شیرین زندگی....

یا لطیف



این ها مستند های شیرینیست ..که اگر ثبت شوند از لحظه لحظه زندگی میتونیم لذت ببریم.......هر پارت شخصیت های جداگانه ای دارد...

احساس ناب....
میخواست اولین احساس نابش در کنار همسرش در گلزار شهدا باشه....بعد عقد را میگویم ..اولین قدم زدنها...او نجیب بود...وهمسرش الطاف خدا شامل حالش شده بود ومحجبه شده بود وهمسری چون  او نصیبش گشته بود.....

تنهایی ....
میگفت همسرم در سفر طولانی بود.... ومن به شدت احساس تنهایی میکردم...واحساس نیاز...ولی ذره ای فکرم به خطا نرفت...اورا دوس دارم ...ولذت در کنار او بودن وحتی فکر کردن به او را با لذتی هیچ گناهی عوض نخواهم کرد.....

شب ..خستگی....
دیر وقت می آمد به خانه...وقتی میومد همه بچه ها خواب بودن...عاشق بچه هایش بود...عاشق زندگی اش.. هر شب سلامی گرم به همسرش میکرد ودست ورویش را میشست ..همسر سفره رو چیده بود...با لذت هر غذایی که جلویش میگذاشت میخورد و میگفت :خیلی خوشمزه بود..خداروشکر میکرد..زن میدونست خسته است ..از صبح که بلند میشد تا خود شب برای رفاه اونها کار میکرد...زن میدونست لبخند شیرین او تمام خستگی روزانه رو از تنش بدر میکند....گاهی یک مرد تنها با یک لبخند شیرین همسرش زندست...

نجابت....
خیلی نجیب بود ..از او راجب مسئله ای  سوال کردم ..با متانت زیاد جواب میداد ..در تمام طول این مدت لحظه ای به چشمانم نگاه نکرد....
در همین دنیای مجازی هم به افراد بسیار نجیب زیادی  برخوردم....نجابت در رفتار وگفتارشون پیدا بود....

در حال خرید......
 با همسرش  در حال خرید کردن بود که نگاه های سنگین دخترک رو روی خود احساس میکرد...نگاه های خیره سرانه بیشتر میشد...
زن: بنظرت این لباس قشنگه بهم میاد....مرد پشت به دخترک کرد ورو به همسرش: تو آنقدر نجیبی که هر لباسی انتخاب کنی برازندته....نگاه های دخترک رفته رفته خاموش میشد....شاید بار معنایی کلمه نجیب برایش سنگین بود....

عواطف در جامعه ما...

در جامعه ما عاطفه زیاده اینو جدی میگم ..شاید یجاهایی خوب هدایت نشده باشه ..ولی کمک به هم نوع خیلی دیده میشه ...اگه زنی بی پناه رو در خیابون ببینیم که نیاز به کمک داره ...از 10 نفر شاید 2 نفر بی تفاوت رد بشند.... محبت بین ایرانی ها خیلی زیاده .....حتی از کنار یه پرنده مجروح هم ساده نمیگذرند چه برسه به انسان....
شاید نتونسته باشم حق مطلب رو خوب ادا کنم ...

پینوشت: خوشحال میشم شما هم یه پارت به این نوشته اضافه کنید :) در نظرات ....


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط رز 90/8/9:: 10:12 عصر     |     () نظر
درباره

این نجوای شبانه من است


رز
دعا کنید آدم بشم ووووعاقبت بخیر وبا عشق امام حسین از دنیا برم
صفحه‌های دیگر
لینک‌های روزانه
لیست یادداشت‌ها
پیوندها
((( لــبــخــنــد قـــلـــم (((
سرچشمه همه خوبیهـا مهـدی (عج) است
عاشق آسمونی
آرشیوی متنوع از مسائل روزمره
وبلاگ گروهیِ تَیسیر
منطقه آزاد
نور
تاریخ مصرف یا بهتره بگم تاریخ بی مصرف
سیاه مشق های میم.صاد
شهید شلمچه
همای رحمت
ولایت دات کام
گلی از بهشت
مائــده الهی
کشکول
صاعقه
دید
ღஜღ
هدایت قرآنی
حقوق خانواده
بچه های خاکریز
یک نکته از هزاران
پاورقی
Sea of Love
کوه های استوار
زندگی کاروانی
...صدا کن مرا
شهد
حضور،آماده پاسخگوئی به سؤالات و شبهات شما
...افسانه نیست
پری دریایی
**قافله نت**
داستان نویس
داستان زندگی من
دکتر علی حاجی ستوده
کشکول
حاج آقا مسئلةٌ
راه را با این (ستاره ها) می توان پیدا کرد
شاخه نبات
عمارگراف
این راه بی نهایت
ای غایب از نظر به خدا می سپارمت
من و تو
قرآن و اهل بیت(ع)تنها راه نجات
روانشناسی _ مطالب جالب
*ای غایب از نظر به خدا می سپارمت*
عشق بی انتها
بانوی آفتاب
***خانوم کوچولو***
میخ در
عصر احتمال
من هیچم
حدائق ذات بهجة
منطقه آزاد چابهار
آینده ی سبز
فانوس
دستان خالی
یک نکته از هزاران
حسن تنهاترین سردار دنیاست
گمبرون
مشکوه(مهمترین اتفاقات زندگی شخصی من!)
خانه ای که دیوار ندارد
کلاغ سیاه
همه چیز درمورد صلوات
منتظران دل شکسته
هدی
ترامیخوانم
استاذنا
شهدا برای ما حمدی بخوانید
اتش ودوزخ
عدالتخواه
چراحجاب
منتظر
سرداب
قافله شهدا
عقل نوشته های یک دانشجو
نوشته های یک ناظم
خاک بهشت
سایت شخصی رهبر بختیاری
یادداشت های یک طلبه
سید
چشم خدا
دست هنری اصفهانی
سایت مشاوره رایگان علوم پرستاری
وعده حتمی خدا
خانم کوچک وپلیدیهای مادرشوهر من
تینا
کافه ترانزیــــــــت
فــردا
آرشیو یادداشت‌ها
آهنگ وبلاگ