سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
[ و فرمود : ] دوستان خدا آنانند که به درون دنیا نگریستند ، هنگامى که مردم برون آن را دیدند ، و به فرداى آن پرداختند آنگاه که مردم خود را سرگرم امروز آن ساختند ، پس آنچه را از دنیا ترسیدند آنان را بمیراند ، میراندند ، و آن را که دانستند به زودى رهاشان خواهد کرد راندند و بهره‏گیرى فراوان دیگران را از جهان خوار شمردند ، و دست یافتنشان را بر نعمت دنیا ، از دست دادن آن خواندند . دشمن آنند که مردم با آن آشتى کرده‏اند . و با آنچه مردم با آن دشمنند در آشتى به سر برده‏اند . کتاب خدا به آنان دانسته شد و آنان به کتاب خدا دانایند . کتاب به آنان برپاست و آنان به کتاب برپایند . بیش از آنچه بدان امید بسته‏اند ، در دیده نمى‏آرند . و جز از آنچه از آن مى‏ترسند از چیزى بیم ندارند . [نهج البلاغه]
این نجوای شبانه من است
 
معرفتی که یه عمر از دست رفته ودر این شبها .............

یا رئوف

 

 

فکر عشق آتش غم بر دل حافظ زد وسوخت ...یار دیرینه ببینید که با یار چه کرد....

شبهای قدر شبهای عشق بازیست ......باید فاصله ات با معشوق رو کم کنی

تا میتونی خودتو لوس کن

چه کسی غمخوار تر از خداست

این چه سریست که سبکترین احساس عمرت در این شبهاست......

وچه رازی دارد در پس پرده غیب که ما بیخبران در پی حاجات خویش سرگردانیم....

شاید حاجت همین باشد وما بیخبریم

حاجت ؟؟؟

آری همان معرفتی که یه عمر از دست رفته ودر این شبها شاید به یقینم برساند.....

من چه حاجت دارم در این دنیا جز او

چرا که او همه حاجات مرا میداند و به خوب وبد من آگاه است

این چه شبی است که نسیم خنکش روح نواز من وتوست....

.چه در مسجد باشی چه در کنج اتاقت به تمنای وصالش گاه وبیگاه ناله سر بدهی

 و بر حال زار خویش گریه کنی..............

حاجت یعنی :

جانا به حاجتی که تو را هست با خدا .. کاخر دمی بپرس که ما را چه حاجت است

حاجت یعنی:

ارباب حاجتیم و زبان سوال نیست.. در حضرت کریم تمنا چه حاجت است

این چنین است که :
کار خود ار به خدا وابگذاری حافظ .. ای بسا عیش که با بخت خداداده کنی

بی جهت نیست که حافظ همه درد خویش را فراق یار میداند

وچه بر سر حافظ گذشته که چنین پر تب وتاب میخواند....

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند.... وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

بیخود از شعشعه پرتو ذاتم کردند/باده از جام تجلی صفاتم دادند

چه مبارک سحری بود و چه فرخنده شبی/   آن شب قدر که این تازه براتم دادند

بعد از این روی من و آینه وصف جمال./.که در آن جا خبر از جلوه ذاتم دادند

من اگر کامروا گشتم و خوشدل چه عجب./مستحق بودم و این‌ها به زکاتم داد

هاتف آن روز به من مژده این دولت داد/ه بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادند

این همه شهد و شکر کز سخنم میریزد/   اجر صبریست کز آن شاخ نباتم دادند

همت حافظ و انفاس سحرخیزان بود /که ز بند غم ایام نجاتم دادند

شاید این بیت حافظ حسن ختام حرفهایم باشد:

 

حافظ وظیفه تو دعا گفتن است و بس .. دربند آن مباش که نشنید یا شنید.....

پی نوشت: خیلی التماس دعا

 

 

 

 


کلمات کلیدی: دل نوشته هایم .....

نوشته شده توسط رز 90/5/28:: 1:0 عصر     |     () نظر
 
هزار الله اکبر به این خدا.......

یا ذوالجلال والاکرام

 

آیا جهان پس از مرگ را باور نداری؟ فکر میکنی به خاطر ذهن محدودت ،نامحدودی جهان  دروغه؟

زمانی که به این تصویر میکروسکوپی که از ترک یک فلز گرفته شده عمیق نگاه کردم پی بردم همه چیز اونی نیست که من به چشم محدود خویش میبینم !!!

ببین اون چیزی که در چشم ما اندازه یه تار مودیده میشه تا چه اندازه وسیع و پر از رنگ و رازه ......

مَثل ما آدم ها هم نسبت به جهان دیگر مثل نگاه ما به همین ترک فلزه ......

اگه چیزی رو به چشمت نمیبینی دلیل نداره که وجود نداشته باشه.....

تازه میفهمم که چرا خدا مارو اشرف مخلوقات نام نهاده.....

پرده ها کنار برند چه چیز هایی که دیدنیست وما فقط تا نوک بینی خودمون رو میبینیم...

 

هزار الله اکبر به این خدا

 

 پی نوشت :در این تصویر یک ترک کوچک به شکل یک دره عمیق دیده می‌شود، این تصویر رتبه اول را در رقابت عکاسی میکروسکوپی FEI به دست آورده است


کلمات کلیدی: دل نوشته هایم .....

نوشته شده توسط رز 90/5/20:: 12:32 عصر     |     () نظر
 
یک شمع نذر این دلم کنید.....

یا لطیف

یواش یواش احساسم را قورت میدهم.....

ولی با تلنگری در دلم شیطنت میکند

میخواهم بالا بیارمش....

ولی......

 گریه هایم شدند عادت .....

باز هم اشکهایم مسکن اند.....

مسکن دل واحساس آشوبم.....

یک شمع نذر این دلم کنید.......

نگران نباش هذیون نوشته هایم گاه گاهی بر ورق خود نمایی میکند.....


کلمات کلیدی: دل نوشته هایم .....

نوشته شده توسط رز 90/5/20:: 1:51 صبح     |     () نظر
 
چشم چشم دو ابرو

 

یا رئوف

 

چشم چشم دو ابرو

دماغ ودهن یه گردو...


دو تا نگاه خسته

 یه گردن ودو گیسو....

 

یه قلب پاره پاره

امان ازین هیاهو.....

 

دو پای خسته در راه

یه راه بی انتها......


یه قایق و دو پارو

که میرود به هر سو

اتل متل توتوله

احوال دلت چجوره؟؟

 

دل که نگو بلا بگو تنبل تنبلا بگو....

روی سیاه ....واه واه واه

 

هیچ کس  با دل رفیق نبود

تنها توی اتاقش ...سجاده همدمش بود

گریه وزاری تو شبها کارش بود

خدای عالم شده بود سنگ صبورش

وهنوزم این دل ما اگه دل هست ...

......

اولطیفه او رئوفه ..............

...................

 


ریز نوشت: خدا رو در لحظه لحظه های زندگیت حسش کن....


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط رز 90/5/3:: 9:7 عصر     |     () نظر
درباره

این نجوای شبانه من است


رز
دعا کنید آدم بشم ووووعاقبت بخیر وبا عشق امام حسین از دنیا برم
صفحه‌های دیگر
لینک‌های روزانه
لیست یادداشت‌ها
پیوندها
((( لــبــخــنــد قـــلـــم (((
سرچشمه همه خوبیهـا مهـدی (عج) است
عاشق آسمونی
آرشیوی متنوع از مسائل روزمره
وبلاگ گروهیِ تَیسیر
منطقه آزاد
نور
تاریخ مصرف یا بهتره بگم تاریخ بی مصرف
سیاه مشق های میم.صاد
شهید شلمچه
همای رحمت
ولایت دات کام
گلی از بهشت
مائــده الهی
کشکول
صاعقه
دید
ღஜღ
هدایت قرآنی
حقوق خانواده
بچه های خاکریز
یک نکته از هزاران
پاورقی
Sea of Love
کوه های استوار
زندگی کاروانی
...صدا کن مرا
شهد
حضور،آماده پاسخگوئی به سؤالات و شبهات شما
...افسانه نیست
پری دریایی
**قافله نت**
داستان نویس
داستان زندگی من
دکتر علی حاجی ستوده
کشکول
حاج آقا مسئلةٌ
راه را با این (ستاره ها) می توان پیدا کرد
شاخه نبات
عمارگراف
این راه بی نهایت
ای غایب از نظر به خدا می سپارمت
من و تو
قرآن و اهل بیت(ع)تنها راه نجات
روانشناسی _ مطالب جالب
*ای غایب از نظر به خدا می سپارمت*
عشق بی انتها
بانوی آفتاب
***خانوم کوچولو***
میخ در
عصر احتمال
من هیچم
حدائق ذات بهجة
منطقه آزاد چابهار
آینده ی سبز
فانوس
دستان خالی
یک نکته از هزاران
حسن تنهاترین سردار دنیاست
گمبرون
مشکوه(مهمترین اتفاقات زندگی شخصی من!)
خانه ای که دیوار ندارد
کلاغ سیاه
همه چیز درمورد صلوات
منتظران دل شکسته
هدی
ترامیخوانم
استاذنا
شهدا برای ما حمدی بخوانید
اتش ودوزخ
عدالتخواه
چراحجاب
منتظر
سرداب
قافله شهدا
عقل نوشته های یک دانشجو
نوشته های یک ناظم
خاک بهشت
سایت شخصی رهبر بختیاری
یادداشت های یک طلبه
سید
چشم خدا
دست هنری اصفهانی
سایت مشاوره رایگان علوم پرستاری
وعده حتمی خدا
خانم کوچک وپلیدیهای مادرشوهر من
تینا
کافه ترانزیــــــــت
فــردا
آرشیو یادداشت‌ها
آهنگ وبلاگ